واحد ادبیات موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا با برخی شاعران و نوحهسرایان شهرستان دزفول مصاحبه هایی را انجام داده است..
متن زیر برگرفته از مصاحبهای است که با جناب آقای عبدالرضا زینبی نژاد، معلم و نوحه سرای پیشکسوت شهرستان صورت گرفته است…
– حاج آقا لطفاً در آغاز سخن خودتان را به طور مختصر معرفی بفرمایید؟
بسم ا… الرحمن الرحیم صلی ا… علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک
با عرض سلام و خسته نباشید به شما عزیزان و آرزوی توفیق هر چه بیشتر از جانب خداوند متعال، بنده عبدالرضا زینبی نژاد مربی امور تربیتی و دبیر دینی و قرآن متولد ۱۳۳۴ و اهل دزفول هستم.
– آقای زینبی نژاد یقیناً عاشقان اباعبدا… با شما و صدای گرمتان آشنایی دارند لطف کنید بفرمایید از چه زمانی وارد این وادی شدید و اولین کارتان چه بود؟
یادم هست از همان اوان کودکی و تقریبآ دوران ابتدائی شروع کردم البته آن روزها امکانات کم بود و ما به صورت مختصر در حد امکان برنامه اجرا می کردیم و بعدها، یکی دو سال قبل از انقلاب به شعر هم رو آوردم و در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس هم اشعار بسیاری سرودم که در قالب نوحه اجرا میشد. خوشبختانه سال گذشته توفیق حاصل شد و تعدادی از این اشعار حدود هفتاد و دو سروده در کتابی به نام«مع الحسین» گردآوری و تدوین شد.
– حاج آقا زینبی، ادبیات عاشورایی به عنوان بخشی از ادب آیینی ما در دوران انقلاب و پس از آن در هشت سال دفاع مقدس سخت مورد توجه اهالی ادب قرار گرفته است، تأثیر این بخش از ادبیات آیینی در طول ایام دفاع مقدس و بازتاب متقابل جبهه و جنگ را بر ادیبات عاشورایی چگونه ارزیابی میکنید؟
قطعاً ادبیات عاشورا روی جوانان اثر داشته، اثرش هم همان شهداست، این ها دست پرورده ی همان فرهنگ هستند اگر آن اشعار با آن همه شور و گیرایی نبود چه در حوادث انقلاب و چه در حوادث جنگ تحمیلی ما این همه رشادت و از خود گذشتگی نمیدیدیم به عنوان مثال حسین فهمیده تحت تأثیر جوان کربلا، عاشقانه شهادت را در آغوش کشید.
– جناب استاد از دیدگاه شما یک شعر عاشورایی موفق چه ویژگی هایی دارد و شاعر چگونه می تواند بین خود و حضرت اباعبدا… ارتباط و پیوندی برقرار کند؟
یادم هست روزی دوست بزرگوارم جناب دکتر سنگری فرمودند: شعر عاشورایی باید سه ویژگی داشته باشد. ۱٫ مصیبت و مرثیه، ۲٫ حماسه و ۳٫ پیام. متأسفانه در بسیاری از سروده ها این سه ویژگی لحاظ نمی شود، گاهی میبینم شعری فقط حماسه است، گاهی فقط مصیبت و شاعر به دیگر ابعاد حماسهی عاشورا توجه نکرده است. اگر ما از رشادت عباس(ع) میگوییم، نباید از ادبش نسبت به امام(ع) غفلت کنیم نباید از تواضع و ایثارش غافل بود. حتّی اگر شده خیلی مختصر به سایر ویژگی های آن حضرت هم بپردازیم. یا مثلاً هنگامی که از مصیبت های حضرت زینب(س) می گوییم تنها این یک بعد را مطرح نکنیم زینب(س) همان کسی است که می گوید:«من در کربلا چیزی جز زیبایی ندیدم.» زینب(س) کسی است که با وجود آن همه مصائب حتی نماز شبش را ترک نمی کند و آن را نشسته اقامه می کند، پس ما وظیفه داریم همهی ابعاد واقعهی عاشورا را در شعر به تصویر بکشیم. و اگر به یک چیز محدود کنیم واقعاً ظلم کردهایم.
– به نظر شما چه آفات دیگری ادبیات عاشورایی را تهدید میکند؟
عرض کردم یکی از این آفات، پرداختن به یک مسأله و غفلت از سایر ابعاد است، امّا از جمله آفتهایی که امروزه شعر عاشورایی را تهدید میکند، ارائه ی سبکهای نامناسب از سوی بعضی مداحان است، متأسفانه دیده می شود که گاهی آهنگی انتخاب میشود که دقیقاً کپی یک ترانه است یا گاهی محتوا با آهنگ و ریتم اجرا اصلاً هماهنگی ندارد. مثلاً جایی که به ماجرای بی دستی عباس(ع) و مصیبت های آن حضرت اشاره میشود آهنگ تند و با ریتمی شاد انتخاب می شود که هیچ حزن انگیز نیست، یا وقتی که به شرح حماسه ها و دلاورری ها پرداخته می شود آهنگ باید با متن هماهنگی داشته باشد مثلاً از آهنگ هایی در دستگاه ماهور و همایون و… استفاده شود. علاوه بر این اشعار سبک و توهین آمیز نباشد مثلاً وقتی از مظلومیت اباعبدا…(ع) گفته میشود طوری مطلب را بیان نکنیم که آقا(ع) مظلوم بوده اند که نتوانسته از خود دفاع کنند و مظلومانه شهید شدند، نه امام (ع)مظلوم بودند امّا مظلومی که از خود دفاع هم کرده اند، ایستاده و تسلیم نشده اند.
– چه کسانی بیشترین تأثیر را در اندیشهی شما، در شناخت حضرت اباعبدا…(ع) داشته اند؟
بیشترین تأثیر از سوی خانواده ام بوده است. خانواده ی ما یک خانوادهی مذهبی بود از آن خانوادههایی که روضه ی اباعبدا…(ع) را سالانه برگزار میکردند، نذری هم میدادیم، علاقهی من از همان روزها و از درون خانواده شکل گرفت.
– فعالیتهای مذهبی شما تا چه حد در زندگی شخصی خودتان تأثیر داشته است؟
قطعاً بدون تأثیر نیست. نمیشود کسی شب و روز با اشعار و کتب عاشورائی، مداحی، جلسات و… مأنوس باشد و از اخلاق کربلایی، از اخلاق عاشورایی دور بماند. اینها انفکاکناپذیرند، مگر میشود شخصی در کسوت روحانیت باشد اما کارهای عامه مردم را انجام دهد؟! اینها با هم سازگار نیست. آثار این فعالیت در خانوادهام نیز کاملاً پیداست. پسر بزرگم هم به این فعالیت روی آورده و شعر و نوحه البته بیشتر به گویش دزفولی میسراید. مداحی می کند، قرآن می خواند و…
– حاج آقا زینبی دیدگاه شما در مورد اشعار و نوحه های محلی و مرثیه هایی که به گویش محلی خوانده می شود چیست؟
حقیقت این است که من ترجیح می دهم بیشتر نوحه ها به زبان رسمی گفته شوند چون احساس می کنم مرثیه های محلی در بین تیپ خاصی محبوبیت دارد و برای قشرتحصیل کرده کمتر جذابیت دارد. البته ممکن است جمعیاز عزاداران دوست داشته باشند که با زبان مادری خودشان عزاداریکنند، این بد نیست امّا باید مواظب بود که از کلمات سبک و تکراری استفاده نشود.
– استاد به نظر شما یک شاعر یا مداح عاشورایی چقدر نیازمند مطالعه و آشنایی با معارف عاشورا است ؟
شعر از شعور است، شعر بدون شعور بی معنی است، قطعاً یک شاعر و مداح عاشورایی باید مطالعه ی زیادی داشته باشد. باید به جوانب مختلف قیام سیدالشهدا آشنایی داشته باشد تا بتواند اثر خوب و شایسته ای ارائه دهد. متأسفانه در این زمینه ضعف ما محسوس است. البته الآن عزیزانمان در مرکز پژوهش، در این زمینه اقداماتی انجام میدهند و در جلساتی که در حضور دکتر سنگری برگزار می شود این مسائل مورد توجه قرار میگیرد، تأثیرش را هم در نوحه ها و اشعار چند سال اخیر دیده ایم شعر و نوحه های اخیر پخته تر و با محتواتر است.
– آقای زینبی به نظر شما احساس چه نقش و جایگاهی در شعر عاشورایی دارد؟
یکی از فاکتورهای اساسی احساس است بدون احساس قطعاً هیچ شعری گفته یا مطلبی بیان نمی شود. مثلاً در مورد خودم در اکثر موارد امکان نداشته که نوحهای بخوانم یا شعری بگویم و اشک در چشمانم جاری نشود
یکی از جاهاییکه من شخصاً سخت متأثر شدم، عصر تاسوعا بود، عدّهای را دیدیم که عزاداران اباعبدا…(ع) را با مقواهایی باد می زنند تا گرمای عصر تاسوعا آن ها را آزار ندهد، من از صحنه خیلی متأثر شدم و به گریه افتادم.
– آقای زینبی به کدام یک از اشعاری که سروده اید یا نوحه هایی که خوانده اید تعلق خاطر بیشتری دارید؟
برای عزاداران مسجد کرناسیان نوحههایی ساختم با این سر نوحه«میر علمدار حسین، یار و علمدار حسین/یا مولا یا ابوالفضل» که خیلی تأثیرگذار بود هنوز هم بعد از ده یا پانزده سال، شب های عاشورایی که هیئت عزاداران کرناسیان، عزاداری می کنند، آن را می خوانند. نوحه ی دیگری هم برای مسجد امام حسین(ع) شمالی خواندم که سر نوحهاش این بود «سبط رسول ا… ای/جان به فدایت، جان به فدایت»این هم خیلی اثر کرد.
– آیا تاکنون به فکر جمع آوری، تدوین و چاپ این سرودهها بودهاید؟
بله، اشعار مختلفی را که به مناسبت های مختلف گفته و خواندهام مانند اشعاری که در سوگ شهیدان، قیام اباعبدا…(ع)، مناجاتها، مولودیهها و مناسبتهای مختلف گفته ام، جمع آوری کردهام مقداری از آنها حدود ۷۹ نوحه در یک مجموعه به چاپ رسیده و ان شاءا… اگر توفیقی حاصل شد در آینده نیز مجموعههای دیگری در اختیار عزیزان قرار خواهم داد.
– استاد به نظر شما شعر عاشورایی مختص به جریان عاشورا و کربلاست یا این که می تواند در تمام سال و در عرصههای مختلف زندگی حضور داشته باشد؟
قطعاً تعمیم دارد”کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا” به همین معناست، برای رهایی مردم فلسطین، برایظهور آقا امام زمان (عج ا…)، برای نجات مظلومان در هر جای دنیا، برایانقلاب خودمان، دفاع مقدس، شعر عاشورا اثرگذار است.
– آقای زینبی شما از شعر عاشورایی و ارتباط آن با دفاع مقدس گفتید، لطفاً در مورد پیوند عاشورا و دفاع مقدس بیشتر صحبت بفرمائید؟
یقیناً آن هایی که شهید شدند دست پرورده ی عاشورا بودند، ادبیات عاشورا، فکرشان را پرورده بود، که عاشقانه شهادت را پذیرفتند و جان بر کف مانند عباس(ع)، علی اکبر(ع) و دیگر شهدای عاشورا به میدان می رفتند. عزیزی داشتیم به نام شهید “جعفرزاده” که با مفاتیح خیلی مأنوس بود، پیوسته در ذکر و دعا بود مانند شب عاشورا و ذکر و دعای امام و یارانش. یکی از ابعاد قیام سیدالشهداء(ع) که کمتر به آن توجه شده همین دعاست، از زمان حرکت امام از مکه دعاهای امام(ع) و از همه مشهورتر دعای عرفات امام(ع) را ببینید، بچه های ما هم اهل دعا و نیایش بودند. در واقع چیزی جدا از امام حسین(ع) و عاشورا نبودند.
– در شهرستان دزفول گروه ها و دسته هایی از مداحان و شاعران وجود دارند با توجه به این که شما هم شاعر و هم مداح هستید بفرمایید بیشتر با کدام یک از این ها معاشرت دارید؟
بیشتر فعالیت من در ستاد دعای کمیل است، گاهی هم به مجمع الذاکرین می روم البته خیلی کم، موقعی که نیاز دارند؛ اما با شخص خاصی زیاد سرو کار ندارم. کار خودم را می کنم.
– به یاد دارید چه کسی اولین بار نوحه های شما را خواند؟ الان از مداحانی که در سال های اخیر چیزی از شما خوانده باشند، کسی را به خاطر دارید؟
بله، نوحه ای بود با این سرنوحه:«چرا بریدند گلوی حق گویت یا ثارالله! یابن الزهرا!» که آقای محمد ابراهیمی خواندند.
– جناب استاد! آیا در این مسیر با کراماتی از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هم مواجه شده اید؟
این که الان در خدمتشان هستم خودش بزرگترین کرامت است، هم برای خودم هم برای خانواده ام، بالأخره مردم ما را به این شکل میشناسند و اگر بخواهند برای ما ویژگی خاصی قائل شوند، می گویند: مداح اهل بیت(ع) هستند.
– آقای زینبی جوانان بسیاری هستند که علاقه مندند وارد این عرصه شوند، توصیه شما به آن ها چیست؟
توصیه می کنم نسبت به حماسه ی عاشورا مطالعه ی عمیق داشته باشند، مقاتل را بخوانند، اشعار مختلف را مطالعه کنند و خلاصه این که نسبت به این واقعه ی بزرگ معرفت و شناخت شایسته ای کسب کنند، نکته ی دوم هم که به این عزیزان توصیه می کنم حفظ شئونات اسلامی است، طرز لباس و نوع آرایش مو و خلاصه ظاهرشان هم باید پسندیده و مقبول باشد. علاوه بر همه ی این ها در مداحی صدای خوب هم اهمیت بسیار دارد و خیلی تأثیرگذار است.
– از شاعران پیشکسوت شهرستان دزفول چه کسانی را می شناسید؟ نوع اشعارشان چگونه بود؟
اکثر شعرهایی که در گذشته سروده می شد بیشتر به جنبه ی مصیبت می پرداخت. علت این امر هم شاید به شرایط اجتماعی آن روز برمیگشت. اما از مداحان قدیمی شهرستان می توان به مرحوم گلستانی و آقایان روحانی، بشیری، حبیب زارع، لطفی خلف، حاجی طالب، راثی و ناظم علی اشاره کرد.
– آقای زینبی آخرین سروده ای که به آستان اباعبدالله الحسین(ع) تقدیم کرده اید چیست؟
تقریبا اوایل تیرماه شعری گفته ام و آخرین سروده ام را هم امروز گفته ام که إن شاءالله خدمتتان ارائه می کنم. در این سروده طوفان نوح(ع) با واقعه ی عاشورا مقایسه شده و در آن اشاره شده که نوح و هر که وارد کشتی شد، نجات یافتند اما حسین(ع) خودش کشتی نجات است.
– جناب زینبی به عنوان سخن پایانی بفرمایید چگونه و از چه زمانی با مرکز پژوهش و نشر فرهنگ عاشورا آشنا شدید؟
در سال آغاز فعالیت مرکز”آقای حبیب پور” از من خواستند که به این جا بیایم و من هم اعلام آمادگی کردم، اگر چه فرصتی حاصل نشد، اما الآن در خدمتتان هستم و هر خدمتی که برای پیشبرد کار مرکز ضروری باشد، انجام می دهم.
– جناب استاد، شب خوب و نورانی داشتیم. امیدوارم که امشب به عنوان یک شب عاشورایی، شبی که با نام حسین(ع) زیبا شد، در پرونده ی اعمال ما ثبت گردد.
گفتگوی امشب را با سخن پایانی شما به اتمام می رسانیم.
– از خدا می خواهم که معرفت لازم را در خصوص کربلا و شهدای بزرگ عاشورا به ما عنایت کند. معرفتی که زندگی و مرگ و حشر ما را دربرگیرد و ما را به شفاعت آن بزرگواران توفیق دهد. إن شاء الله.
