در روشنی پگاه او را دیدم
در پست و بلند راه او را دیدم
دیدم که نشسته بود سر بر زانو
بر گودی قتلگاه او را دیدم
گفتید دعا، دعا نمیدانم چیست؟
وین غفلت هفتهها نمیدانم چیست؟
من لحظه به لحظه چشم بر درهستم
من جمعه و شنبه را نمیدانم چیست؟
محمدرضا تقیدخت- چهاردهمین شب شعر عاشورا- شیراز
