مطلبی که در ادامه می خوانید قسمتی خلاصه شده از تحلیل و بررسی کتاب شهید جاوید، بخشی از کتاب عاشورانگاران۱، نوشته دکتر محمدرضا سنگری میباشد. جهت مطالعه ی کامل این بخش و همچنین مطالعه ی تحلیل و بررسی کتاب های تاریخ طبری، کامل الزیارات، روضه الشهدا، مقاتل الطالبیین، مقتل ابی مخنف، نفس المهموم، اللهوف(ملهوف)علی قتل الطفوف، مثیرالاحزان و منیرسبل الاشجان و تاریخ مدینه ی دمشق، می توانید کتاب عاشورانگاران ۱ را از موسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا تهیه کنید.
شماره تماس موسسه: ۰۶۱۴۲۴۲۷۷۷۷
نویسندهی کتاب شهید جاوید، «آیه ا…صالحی نجف آبادی»درسال ۱۳۰۲درنجف آباد اصفهان متولدشدو در۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵درتهران دارفانی را وداع گفت.
شهید جاوید ازجنجال برانگیزترین آثاردربارهی تاریخ عاشورا، درطول سه یاچهار سدهی گذشته است که تاکنون سیزده یاچهارده ردّ بر آن نوشته شده است و ازحدودسی وشش سال گذشته حدودهجده مرتبه تجدیدچاپ گردیده است. نویسنده درآثارخودازخوانندگان درخواست نقدونظرنموده وحتی به رویارویی بابزرگانی چون علامهی فقید جعفری، آیه ا…استادی وشهیدمطهری برخاسته است.
نویسنده در چاپهای مختلف این کتاب بارها اصلاحاتی انجام داده است که بررسی این اصلاحات واینکه از چاپ اول تا آخرکتاب، چه اتفاقاتی افتاده است خود میتواندخاستگاه یک بحث باشد. در آخرین چاپی هم که موجود است ایشان سعی کرده به تمام کسانی که کتاب «شهید جاوید» را نقدوتحلیل کردهاند ازجمله نویسندهی “شهید آگاه”(آیت ا… صافی ) که یکی از شاخصترین نقدها و شبهات را به کتاب« شهید جاوید» واردکرده است، پاسخ دهد.
درابتدا لازم است دو نکتهی مهم و کلیدی در رابطه با کتاب مطرح شود. نکتهی اول: شهیدجاوید کتابی کاملاً تحلیلی است و از سال ۱۳۴۹ که این کتاب برای اولین باربه چاپ رسید تا به امروز، بحثهای آن همچنان، قابل نقل، نقد، بررسی، کاوش و مطالعه است و به جرأت میتوان گفت در طول تاریخ تشیع هنوز کتابی با این قوت در باب تحلیل مسئلهی عاشورا نگاشته نشده است؛ البته در سالهای اخیرتلاشهایی در این زمینه صورت پذیرفته اما هنوزهم کاری که این گونه منسجم، منظم و سامان یافته بحث را از جایی شروع کرده و پیش ببرد، انجام نشده است.
نکتهی دوم: در میان مجموعهی کتب معرفی شده تا به امروز اولین کتاب فارسی است که به تحلیل و بررسی در زمینهی عاشورا پرداخته است.
دراول این کتاب ازطرف نویسنده سه تقاضامطرح میشود:۱)بامخالفان کتاب مخالفت نکنید،۲)مطالب کتاب رابرای تخطئه ونفی باورهای مردم مورداستفاده قرارندهید،۳)نظریات مخالف وموافق رابرای نویسنده بفرستید.
ازخصوصیات قابل تقدیر وستایش این اثر، بهرهگیری ازروایت وقوهی استدلال است. از دیگر ویژگیهای آن میتوان به مواردزیراشاره کرد:
الف)همراهی پابه پای عقل ونقل، که دربخش نقل، از اسنادو روایات مختلف بهرهگیری نموده و ضمن توضیح، اشکالاتی را به برخی از روایات مشهور واردکرده است.
ب) تأکیدهم برجنبهی ملکوتی وهم بشری امام(ع)، هم زمان.
ج) ضمن پذیرش علم غیب امام(ع)، اعتقادبه اینکه حضرت(ع)حرکت خویش را ازمجاری طبیعی پیش برده است.
مباحث کتاب بر دو محور اساسی بنیان نهاده شده، که عبارتنداز: الف)بحث درموردعلم امام(ع)، ب)هدفگیری قیام.
آیه الله صالحی درموردحرکت اباعبدا…(ع)، پنج دیدگاه را مطرح میکند که البته همهی دیدگاهها مربوط به خودایشان نیست:
دیدگاه اول: امام(ع) دریافته بودکه چارهای جزشهادت نیست، بنابراین تصمیم گرفت باخانواده وبهترین اصحاب خود به کربلاوارد شود تاپس ازشهادت، بنی امیه رارسوانماید؛ زیرابرای آشکارنمودن حق، راهی جزخون دادن وجودنداشت.(دیدگاه دکترعلی شریعتی)
دیدگاه دوم: اباعبدا…(ع)، به دنبال شهادت بود تابه بالاترین درجه رسیده وضامن شفاعت خلق گرددکه البته این نظریه برداشتی کاتولیکی ازنهضت اباعبدا…(ع)است.
دیدگاه سوم: قیام امام حسین(ع)دوچهره دارد،الف)چهرهی ظاهری که، حرکت امام(ع)برای تشکیل حکومت درپاسخ نامههای کوفیان است، ب)چهرهی باطنی:امام(ع)میدانست به کوفه نرسیده درسرزمینی به نام کربلا فرودآمده وبه اتفاق اصحاب شهید میشود.
دیدگاه چهارم:قیام اباعبدا…(ع)قیامی اصلاحی وغیرقابل اجتناب بود.(دیدگاه موافق با نظربرخی از علمای اهل تسنن)
دیدگاه پنجم: گروهی با چشم انتقادبه حادثهی کربلا نگریستهاند، صاحب تاریخ ابن خلدون، غزالی، ابن ابی الحدیدو…اعتقاددارندکه اباعبدا…(ع)درهنگام اقدام به قیام، تحلیلی دقیق ازاوضاع زمان خودنداشته است که البته بسیاری ازنخبگان سیاسی وغیرسیاسی عصرامام(ع) نظیرجابربن عبدا…انصاری، عبدا…مطیع، محمد حنفیه، فرزدق شاعرو…سست عنصری کوفیان رابه امام(ع)گوشزدکرده وخواستارآن بودندکه امام(ع) در حرکت خودتجدیدنظرکند. افرادی نظیرطرماح وزهیر به امام(ع) پیشنهاد نمودندکه به کوفه نرفته ویا قبل ازرسیدن همهی نفرات دشمن اقدام به جنگ نمایدولی امام(ع) هیچ یک از نظرات رانپذیرفت.
لازم به یادآوری است که نویسنده، یک نظرگاه راکه طرفدارانی چون شیخ مفید، سیدمرتضی ،شیخ طوسی و…دارند، به عنوان نظری فراموش شده مطرح کرده است. براساس این نظریه امام(ع)علاوه برجنبهی آسمانی والهی، مطابق سنتهای عقلانی عمل نموده ومأموربه ظاهربوده است.
به راستی اگراباعبدا…(ع)به کوفه نمی رفت وپاسخ به«۱۸۰۰۰» نامهی رسیده ازکوفه رانادیده میگرفت جایی برای قضاوت درموردکوفیان باقی میماند؟ ویا اگر به صرف شهادت مسلم، هانی و…به سمت کوفه نمیرفت بعدهاگفته نمیشد شایدکوفیان با امام(ع)چنین برخورد نمیکردند؟
