ملاهادی- که از تعزیه گردانان نامی تکیه دولت تهران بود و در نقشهای مهم و معتبر تعزیه بازی میکرد – در دههی عاشورا خانوادهاش را از بیرون رفتن باز میداشت. سالی عروسش لباس زینب پوشیده، در ازدحام تعزیه خوانان خود را به جای زینب وارد تعزیه ساخت و با شتر روانهی میدان شد.
دست اندرکاران تعزیه نیز گمان کردند او زینب واقعی است. طبق رسم تکیه دولت، باید تعزیه خوانان در حضور شاه، اجرای نقش می کردند. وقتی نوبت به وی رسید تعزیه گردان بارها بر او نهیب زد و طلب اجرای نقش کرد. او- درمانده بود و نمیدانست چه کند- گفت:
من زینب زیادیام
عروس ملا هادیام
آمدم از شاه پول استانم
پول چادر و چاقچور استانم
این مثل در آن واقعه ریشه دارد و برای اشاره به اضافه و بیکاره و بیمصرف بودن و محل و مکانی نداشتن به کار میرود.
«من زینب زیادیام» گونهی دیگر مثل است.
منبع: عاشورا در فرهنگ مردم(ضربالمثلها)/مؤلف: محمدعلی عارفیراد
