نویسندهی کتاب، «آیة ا…صالحی نجف آبادی» در سال ۱۳۰۲ در نجف آباد اصفهان متولد شد و در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۵در تهران دارفانی را وداع گفت.
در طول دوران تحصیل، از محضر بزرگانی چون آیه ا… بروجردی، حضرت امام خمینی«ره»، مرحوم علامه طباطبایی و آیة ا… سیدمحمد داماد بهره برد و چند جلد کتاب به رشتهی تحریر درآورد که برخی از آنها عبارتند از:
ولایت فقیه حکومت صالحان، قضاوت زن در فقه اسلامی، پژوهشی در چند مبحث فقهی، جهاد در اسلام، جمال انسانیت(درسورهی یوسف) و عصای موسی یا نقدی بر نقدها و " شهیدجاوید" که پس از ۷سال کار و تحقیق مداوم در سال ۱۳۴۹ به چاپ رسید.
شهید جاوید از جنجال برانگیزترین آثاردربارهی تاریخ عاشورا، درطول سه یاچهار سدهی گذشته است که تاکنون سیزده یاچهارده ردّ بر آن نوشته شده است و ازحدودسی وشش سال گذشته حدودهجده مرتبه تجدیدچاپ گردیده است. نویسنده درآثارخودازخوانندگان درخواست نقدونظرنموده وحتی به رویارویی بابزرگانی چون علامهی فقید جعفری، آیة ا…استادی وشهیدمطهری برخاسته است.
درکتاب"عصای موسا"ی خود به برخی نقدها که برکتاب شهیدجاویدنوشته شده پاسخ گفته است ودرجزوهای که اخیراً چاپ گردیده است برمجموعهی سه جلدی حماسهی حسینی به ویژه جلدسوم نقدهای درستی واردکرده است.
مهمترین اثری که به رد نظرات کتاب شهیدجاویدپرداخته است کتاب«حسین(ع)، شهیدآگاه» اثر حضرت آیة ا…صافی است که البته نویسنده، به این کتاب نیزپاسخ گفته است.
مقام معظم رهبری درجزوهی آینهی نینوا بهصورت لطیفی به نقد دکترعلی شریعتی وشهید جاویدپرداخته است. حضرات آیات مشکینی ومنتظری نیزبراین کتاب نظراتی نوشته اند وآیة ا…گلپایگانی ومرعشی نجفی با این کتاب به مخالفت برخاستهاندوبه طورکلی بانوشته شدن سیزده نقدوده کتاب درموضوعات مختلف که درمیان موضوعات خودبه این کتاب پرداختهاند تعدادنقدهای این کتاب به بیست وسه فقره رسیده که ازاین حیث درتاریخ بینظیر است. این کتاب پس ازاضافاتی وهمراه نمودن نقدونظرات وپاسخگویی به آرای منتقدان درسال۱۳۶۰مجدداًچاپ گردید.
نویسنده در چاپهای مختلف این کتاب بارها اصلاحاتی انجام داده است که بررسی این اصلاحات واینکه از چاپ اول تا آخرکتاب، چه اتفاقاتی افتاده است خود میتواندخاستگاه یک بحث باشد. در آخرین چاپی هم که موجود است ایشان سعی کرده به تمام کسانی که کتاب «شهید جاوید» را نقدوتحلیل کردهاند ازجمله نویسندهی "شهید آگاه"(آیت ا… صافی ) که یکی از شاخصترین نقدها و شبهات را به کتاب« شهید جاوید» واردکرده است، پاسخ دهد.
برای مثال، نویسندهی شهید آگاه باطرح سی وسه دلیل قصدداردثابت کندکه امام(ع)ازشهادت خویش خبر داشته است؛ زیرا یکی از اعتقادات مرحوم«آیت ا… صالحی نجف آبادی» در کتابش این است که، امام(ع) با دارا بودن علم غیب هیچگاه در جریان حرکت خویش از این مسئله استفاده ننموده ونهضت خودرا از مجاری طبیعی پیش برده است و روایات مربوط به اطلاع امام ازشهادت خویش از ساختههای قرن هفتم به بعد است که بهعنوان مثال صاحب لهوف عمدتاَ این نقلها را طرح کرده است؛ و این یکی از بزرگترین لغزشگاههای نویسندهی کتاب شهید جاوید است در حالی که روایات بسیار محکم، متقن، و فراوانی موجود است که خیلی پیش از قرن هفتم و حتی از زبان پیامبر(ص) و در زمان حیات حضرت اباعبدالله(ع) به شهادت امام حسین(ع) اشاره دارند. نکتهی حائزاهمیت این که نه تنها پیامبر(ص) بلکه حضرت امام مجتبی(ع)و پیش از او امیرمؤمنان(ع) که دو بار در جریان جنگ صفین، (رفتن و برگشتن)به کربلا میرسد به این موضوع (شهادت اباعبدالله الحسین (ع))اشاره نمودهاند.
البته لازم به تأکید است که هدف ازبیان این نقد و بررسی، حذف ارزشهای کتاب نیست. نکتههای زیبایی که در متن این کتاب نهفته است ۱ وتحلیلهایی که در این کتاب وجود دارد بسیاری از نقاط مبهم تاریخ کربلا را روشن کرده است.
کتاب سؤالاتی را طرح نموده و دیدگاههایی را که دربارهی قیام حضرت اباعبداللهالحسین(ع) وجود داردبیان میکندوبرای مثال به رد نظرات بزرگانی چون شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی پرداخته است. یکی از اشتباهات نویسنده در طرح آرای علمای بزرگ این است که مواردودیدگاههای طرح شده درکتب این بزرگان پاسخهایی است که به اهل سنت دادهاند و نباید تکیهگاه بحث شیعه قرارگیرند. این موضوع از نکات بسیار ظریف و لطیفی است که در نقدکتاب باید طرح کرد و"آیة الله صافی"(نویسندهی کتاب شهیدآگاه) به درستی متوجه آن شده است. بنابراین پاسخ شخصیتهای بزرگ شیعه به اهل تسنن باپاسخ به همان پرسش درعالم تشیع متفاوت است.
معرفی شهیدجاوید
درابتدا لازم است دو نکتهی مهم و کلیدی در رابطه با کتاب مطرح شود. نکتهی اول: شهیدجاوید کتابی کاملاً تحلیلی است و از سال ۱۳۴۹ که این کتاب برای اولین باربه چاپ رسید تا به امروز، بحثهای آن همچنان، قابل نقل، نقد، بررسی، کاوش و مطالعه است و به جرأت میتوان گفت در طول تاریخ تشیع هنوز کتابی با این قوت در باب تحلیل مسئلهی عاشورا نگاشته نشده است؛ البته در سالهای اخیرتلاشهایی در این زمینه صورت پذیرفته اما هنوزهم کاری که این گونه منسجم، منظم و سامان یافته بحث را از جایی شروع کرده و پیش ببرد، انجام نشده است.
نکتهی دوم: در میان مجموعهی کتب معرفی شده تا به امروز اولین کتاب فارسی است که به تحلیل و بررسی در زمینهی عاشورا پرداخته است.
دراول این کتاب ازطرف نویسنده سه تقاضامطرح میشود:۱)بامخالفان کتاب مخالفت نکنید،۲)مطالب کتاب رابرای تخطئه ونفی باورهای مردم مورداستفاده قرارندهید،۳)نظریات مخالف وموافق رابرای نویسنده بفرستید.
ازخصوصیات قابل تقدیر وستایش این اثر، بهرهگیری ازروایت وقوهی استدلال است. از دیگر ویژگیهای آن میتوان به مواردزیراشاره کرد:
الف)همراهی پابه پای عقل ونقل،ُ که دربخش نقل،از اسنادو روایات مختلف بهرهگیری نموده و ضمن توضیح، اشکالاتی را به برخی از روایات مشهور واردکرده است.
ب) تأکیدهم برجنبهی ملکوتی وهم بشری امام(ع)، هم زمان.
ج) ضمن پذیرش علم غیب امام(ع)، اعتقادبه اینکه حضرت(ع)حرکت خویش را ازمجاری طبیعی پیش برده است.
مباحث کتاب بر دو محور اساسی بنیان نهاده شده، که عبارتنداز: الف)بحث درموردعلم امام(ع)، ب)هدفگیری قیام.
آیة الله صالحی درموردحرکت اباعبدا…(ع)، پنج دیدگاه را مطرح میکند که البته همهی دیدگاهها مربوط به خودایشان نیست:
دیدگاه اول: امام(ع) دریافته بودکه چارهای جزشهادت نیست، بنابراین تصمیم گرفت باخانواده وبهترین اصحاب خود به کربلاوارد شود تاپس ازشهادت، بنی امیه رارسوانماید؛ زیرابرای آشکارنمودن حق، راهی جزخون دادن وجودنداشت.(دیدگاه دکترعلی شریعتی)
دیدگاه دوم: اباعبدا…(ع)، به دنبال شهادت بود تابه بالاترین درجه رسیده وضامن شفاعت خلق گرددکه البته این نظریه برداشتی کاتولیکی ازنهضت اباعبدا…(ع)است.
دیدگاه سوم: قیام امام حسین(ع)دوچهره دارد،الف)چهرهی ظاهری که، حرکت امام(ع)برای تشکیل حکومت درپاسخ نامههای کوفیان است، ب)چهرهی باطنی:امام(ع)میدانست به کوفه نرسیده درسرزمینی به نام کربلا فرودآمده وبه اتفاق اصحاب شهید میشود.
دیدگاه چهارم:قیام اباعبدا…(ع)قیامی اصلاحی وغیرقابل اجتناب بود.( دیدگاه موافق با نظربرخی از علمای اهل تسنن)
دیدگاه پنجم: گروهی با چشم انتقادبه حادثهی کربلا نگریستهاند، صاحب تاریخ ابن خلدون، غزالی، ابن ابی الحدیدو…اعتقاددارندکه اباعبدا…(ع)درهنگام اقدام به قیام، تحلیلی دقیق ازاوضاع زمان خودنداشته است که البته بسیاری ازنخبگان سیاسی وغیرسیاسی عصرامام(ع) نظیرجابربن عبدا…انصاری، عبدا…مطیع، محمد حنفیه، فرزدق شاعرو…سست عنصری کوفیان رابه امام(ع)گوشزدکرده وخواستارآن بودندکه امام(ع) در حرکت خودتجدیدنظرکند. افرادی نظیرطرماح وزهیر به امام(ع) پیشنهاد نمودندکه به کوفه نرفته ویا قبل ازرسیدن همهی نفرات دشمن اقدام به جنگ نمایدولی امام(ع) هیچ یک از نظرات رانپذیرفت.
لازم به یادآوری است که نویسنده، یک نظرگاه راکه طرفدارانی چون شیخ مفید، سیدمرتضی ،شیخ طوسی و…دارند، به عنوان نظری فراموش شده مطرح کرده است. براساس این نظریه امام(ع)علاوه برجنبهی آسمانی والهی، مطابق سنتهای عقلانی عمل نموده ومأموربه ظاهربوده است.
به راستی اگراباعبدا…(ع)به کوفه نمی رفت وپاسخ به«18000» نامهی رسیده ازکوفه رانادیده میگرفت جایی برای قضاوت درموردکوفیان باقی میماند؟ ویا اگر به صرف شهادت مسلم، هانی و…به سمت کوفه نمیرفت بعدهاگفته نمیشد شایدکوفیان با امام(ع)چنین برخورد نمیکردند؟
کتاب دریک نگاه
کتاب "شهیدجاوید" حاوی ۵ بخش و یک خاتمه است که تکملهای برمجموعهی بحثهای مطرح شده درکتاب است که عبارتنداز:
۱)علل قیام امام حسین(ع) 2)ماهیت قیام 3)مراحل قیام 4)هدف قیام 5)نتایج وآثارقیام
بخش اول:علل قیام
نویسنده ضمن این بخش سه سؤال رامطرح کرده وکوشش نموده ، به آنها پاسخ دهد:
سؤال اول)چراحکومت یزیدبرای بیعت،بر امام(ع) فشارواردساخت؟ کتاب درپاسخ به این سؤال مینویسد، تهاجم وفشاری که ازسوی یزیدبن معاویه متوجه امام حسین(ع)گردید معلول سه علت بود:الف)تثبیت حکومت، ب)عقدهی حقارت، ج)حس انتقام جویی ودرادامه به توضیح وتشریح این مواردمی پردازد.
سؤال دوم)چراامام(ع)بیعت راقبول نکرد؟وچرا صلح با یزیدرا نپذیرفت؟، پیشنهادی که بزرگانی مانند جابربن عبدالله انصاری، عبدالله مطیع و دیگران داشتندکه میگفتند: «تو که از برادر و پدرت برتر نیستی، کوفه به این دو نفر خیانت کرد پس دلیلی ندارد که دوباره این اتفاق نیفتد، برای حفظ مصالح اسلام و برای اینکه جنگ نشود،صلح رابپذیر.»
جامعهی مسلمانان درآن زمان نزدیک به چهل سال گریبانگیر جنگ بود، جنگهای متوالی امیرمؤمنان(ع)و عصرامام مجتبی(ع) باعث خستگی جامعهی اسلامی شده بود وبه همین دلیل زمانی که امام مجتبی(ع) تصمیم به نبرد گرفت اعلام کردند که ما از جنگ خسته شدهایم. صلح امام مجتبی(ع) دلایلی دارد که یکی از آنها آماده نبودن شرایط اجتماعی است. حتی درصفین، افرادی فریاداعتراض نسبت به جنگ سرداده وبه امام پیشنهاد میدادند که صلح رابپذیرد زیرا هردوطرف مسلمانندو همین پیشنهاد هم به حضرت اباعبدالله(ع) داده شد. یکی از زیباترین بخشهای کتاب شهید جاوید تحلیل و پاسخی است که به این سؤال میدهد.
نویسنده اعتقاددارد امام به این دلیل صلح را نپذیرفت که :۱- پذیرش حکومت یزید پذیرش یک دروغ بود و امام (ع) دروغ نمیپذیرد. امام (ع) درپاسخ به کسانی که میگفتند چرا بیعت نمیکنی، میفرمود که :"یزید رجلٌ شارب الخمرمعلنٌ بالفسق"؛ یزید شارب الخمر است آشکارا فساد میکند. لازم به ذکراست که مقام معظم رهبری نیز چنین نظری دارند، ایشان در نقد این کتاب وچند دیدگاه دیگر، این نکته را طرح کرده و میفرمایند:« آنچه که دلیل قیام حضرت اباعبدا…(ع) است نه رفتن برای شهادت است (دیدگاه دکتر شریعتی) نه رفتن برای تشکیل حکومت اسلامی است (دیدگاه صالحی نجف آبادی )، نه دیدگاه شفاعت است که بعضی از سفیه اندیشان مطرح کردهاند بلکه ایشان مأمور به یک وظیفهی بزرگ است که فقط خاص اوست و پیش از آن، این فضا،که اصل دین درمعرض خطر است، نه برای امام مجتبی و نه برای امام علی(ع)فراهم بود.» مقام معظم رهبری این گونه توضیح میدهندکه:« اگر امام حسین (ع) برای تشکیل حکومت اسلامی حرکت میکرد آنجا که در مییافت شرایط برای تشکیل حکومت اسلامی مساعد نیست باید برمیگشت چون مأموریت و مسئولیت مربوط به زمانی است که شرایط مهیاست پس حرکت امام به این دلیل نیست. »
2-این کار خلاف وجدان امام بود وامام کارخلاف وجدان نمیکند. امام در درون نسبت به حکو مت یزید پذیرش نداشت وبه روشنی فرمود:«ومثلی لا یبا ع» مثل منی بیعت با مثل یزیدی نمیکند؛یعنی من در درون یزید را نپذیرفتهام.
۳-این کار(پذیرش بیعت) به گناه وتجاوز کمک میکرد و حکومت یزید تجاوز به حقوق مردم بود. حضرت ابا عبدا…(ع)فرمود:"یزید رجل شارب الخمر،قاتل نفس المحترمه"، یزید قاتل است ودستش به خون مردم آغشته است؛ کسی است که جنایت کرده حقوق مردم راضایع نموده وفساد اخلا قی دارد.(که دراین موردمصادیق بسیاری درتاریخ موجوداست)
۴-تصویب حکو مت یزید، مردم را به قا نونی بودن حکو مت او مجاب میکرد؛ یعنی، کافی بود امام امضا کندتا همه بگویندوقتی امام امضا کرده دیگرما چه کارهایم پس تسلیم شده وحکومت اورامی پذیرفتند. تصویب حکومت یزید ضربه به اسلام بود. خود حضرت اشاره دارند"وعلی الاسلام السلام اذ قد بلیت الامة براع مثل یزید؛ اگر رهبر جا معهی اسلامی کسی مثل یزیدباشد، باید بااسلام خداحافظی کرد".
5-با پذیرش حکومت یزید جنبش اسلامی تعطیل میشد و دیگر نهضت ضد ظلم وستم به پایان میرسیدو امام(ع) هرگز چنین کاری نمیکند.امام یزید را میشنا خت، تمام ویژگیهای رفتاری وشخصیتی اورا میدانست و بر اساس معر فت وشنا خت خود نسبت به یزید تصمیم گیری کرد.
سؤال سوم)چراامام(ع) برای تشکیل حکومت اقدام کرد؟ روح ومرکز کتاب بر اساس این فرض شکل گرفته است که حرکت امام برای تشکیل حکومت اسلامی بود. نویسنده میگوید، امام به چند دلیل برای تشکیل حکومت حرکت کرد:
۱-فساد وفقدان عدالت در جامعه: امام فساد جامعه را مشاهده مینمودودر وصیت نا مهی خود نیزبه این مسئله اشاره دارد که: «ارید لطلب الاصلاح فی امة جدی»؛ بنابراین زمانی که امام معصوم تصمیم به اصلاح امت میگیرد؛ یعنی، جامعه تباه شده است.
۲-استغاثهی مردم کوفه: مردم کوفه نا مه نوشته بودند، تعداد نامهها را بین ۱۲۰۰۰تا۱۸۰۰۰وحتی بیش از اینها دانستهاند و این مسئله برای امام تکلیف ایجاد می کرد. مردم امام را طلب کرده بودند پس او بایدحرکت میکرد.
در مرحلهی دوم که امام نامهی حضرت مسلم را بعد از ۴۰روز دریافت کرد، درآن نوشته بود که تمام شرایط برای پذیرش شما آماده است(چند روز بعد همه چیز عوض شد) وقتی نماینده وسفیرامام(ع) هم اظهارمیداردکه شرایط برای حکومت آماده است، امام موظف است که حرکت کند.
۳- ضعف حکومت یزید: حکومت یزید حکومتی نو پاوضعیف بودکما اینکه وقتی عبدا…بن زبیر درمکه قیام کرد(عبدا…زبیر،نقطهی مقابل حضرت امام حسین(ع) بود)، یزید ۲۰۰۰نفر را فرستادتااین قیام را سرکوب کندوموفق نشد. نیروها شکست خورده برگشتند. از این جا مشخص میشودنظام حکومتی و ارتش یزید ، مقتدر نبود.
۴-رنجش مردم ازحکومت وقت: یزید در آغاز حکومتش به مردم میگو ید:"فما نجهل کراهتکم لناوطعنکم علینا"من بی خبر نیستم از اینکه شما حکومت مرا دوست نداریدودائم به من طعنه میزنید.(یعنی زمینهی پذیرش حکومت من نیست) ابا عبدالله(ع)میدانست که مردم رنجدیده ، حکومت یزید را نمیپذیرند.
۵-افکار عمومی هم موافق امام(ع)بود: امام(ع)میدید شرایط اجتماعی برای تشکیل حکومت اسلامی کاملا مهیاست.
۶-لیاقت امام: امام(ع)میدانست که شایستگی با اوست، او ازخاندان رسالت بود. چنان چه در برخورد و پاسخ به یکی ازکسانی که ازایشان سؤال کرد: چرا حرکت میکنید؟، فرمود: اگر اکنون در مدینه بودیم جای پای جبرئیل رادر خانهمان به تو نشان میدادم."انااهل بیت النبوةو معدن الرساله ومختلف الملا ئکه"؛ ما شایستهی حکومت هستیم. جالب این است که خود یزیدهم میگفت:" حسینٌ احبُ الناس الی الناس" حسین(ع)محبوبترین مردم، در میان مردم است.
۷-فراوانی نیروهای داوطلب: برخلاف نظر ابن خلدون که میگفت امام در محاسبات خود دچاراشتباه شده(العیاذباا…)، امام نیروهای داوطلب راقبل از اینکه شرایط تغییرکندمرور کرده بود.
نویسنده پس از طرح این قضایا به مسئلهی نامههای کوفیان اشاره میکند. این نکته حائزاهمیت است که اگر قصه اینجا به پایان میرسید و ما امروز میخواندیم۱۸۰۰۰نفرعاشقانه نامه نوشتند، گفتند بهار شده، سبزهها روئیده و چشمهها جوشیده است، مابه امامت جماعت خلیفه (نعمان)نمیرویم. اگر ابا عبدالله(ع)جواب نمیدادچه می شد؟ آیا خود ما(به تعبیر امروزیها) امام(ع) را زیر سؤال نمیبردیم واعتراض نمیکردیم؟
و درآخر، بحث رااین گونه به نتیجه میرساندکه نوع نامههای مردم کوفه خود نشاندهندهی این است که امام را برای تشکیل حکومت دعوت میکردند.(که چنین نیز هست)
بخش دوم: ماهیت قیام
دراین بخش ماهیت قیام مطرح میشود. ابتدا قیام مسلحانه رابردونوع ابتدایی ودفاعی تقسیم میکند و توضیح میدهد که قیام ابتدایی زمانی رخ میدهدکه فرد خودابتدا به قیام میکند واین امر مستلزم دراختیارداشتن امکانات ولوازم کافی است اما قیام دفاعی همانطورکه از نامش پیداست زمانی اتفاق میافتد که یکی دست به تهاجم زده است ودیگری درمقابل آن تهاجم ناچاربه دفاع باشد.
نویسنده، قیام اباعبدالله الحسین(ع)را به چهارمرحله تقسیم میکند وباذکردلایل متعدد اثبات مینماید که قیام امام(ع)درمراحل اول سوم وچهارم کاملاً دفاعی است اما درمرحلهی دوم هم ابتدایی است وهم دفاعی. در مرحلهی دوم بایددوچیز ثابت شود:۱- این که امام موردسوء قصدواقع شده بود.۲- این که امام تصمیم داشت ازراه پیروزی نظامی، حکومت مستقلی تشکیل دهد(فرض اصلی این کتاب) وسپس باذکر سه دلیل به اثبات مورداول پرداخته وباذکریک دلیل کلی مورددوم رانیز به اثبات میرساند. درنهایت به این نتیجه میرسد که درمجموع، قیام امام ماهیتی دفاعی دارد ؛ این دستگاه حکومت است که امام رابه جنگ میکشاند وامام به حکم اضطرار، باعدهی کم وبه حکم وظیفهی وجدانی به دفاع میپردازد.
درادامه حالتهای مختلفی که امکان بروز داشت موردبررسی قرارمیدهد، نظیربازگشت امام ازنیمهی راه، پذیرش پیشنهادامام به سران لشکرکفرو…، ومیان نحوهی عملکرد امام حسن وامام حسین(ع) وزمانه وشرایط هرکدام مقایسهای نموده وبه شبهاتی که دراین مورد وارد آمده پاسخ میدهد.
ازدیگر نکات مطرح شده دراین بخش بیان سه مطلوب برای امام است:
۱-رسیدن به حکومت اسلامی: همهی شواهد بیانگراین نکته است که حرکت امام برای تشکیل حکومت اسلامی بود .
۲-اگرتشکیل حکومت میسر نمیشد، تن دادن به یک صلح آنهم، صلحی از جنس نرمش برادرش امام مجتبی (ع) که حاصل آن صلح، حفظ مصالح جامعهی اسلامی، نگهداری شیعه و جلوگیری از مخدوش شدن وازبین رفتن دستاوردهای بعثت پیامبر(ص) بودکه درآن صورت شرافتمندانه مینمود.
۳-شهادت: اگر صلح شرافتمندانه تحقق نمییافت، امام(ع) از عنصر شهادت برای بیان آرمان و اندیشههای خویش بهره میگرفت؛ زیراجایی که دیگر زبان کارایی ندارد خون سخن میگوید وخون، فریاد بلند اباعبدا…(ع) در جریان نهضتش تا کربلا بود.
نویسنده در حقیقت دیدگاههای مختلف را نپذیرفته وبیان میکند که، امام (ع) در پی شهادت یا ایجاد شرایطی که امت اسلامی را شفاعت کند نبوده، بلکه برنامه داشته و این برنامه تشکیل حکومت اسلامی بود .
درادامه وضعیت درزمان حاکمیت معاویه موردبررسی قرارگرفته ودر پایان بخش دوم دیدگاههای برخی بزرگان اهل سنت مانندابن عربی، ابن خلدون ، طنطاوی و… آورده شده است.
بخش سوم: مراحل قیام
در این بخش ضمن بیان مراحل مختلف قیام، معتقداست، قیام حضرت چهار مرحله دارد:
مرحلهی اول: حرکت امام (ع) از مدینه به مکه که حدود ۲۷ رجب(دوازده روز پس از مرگ معاویه) آغاز شده و تا سوم شعبان یعنی روز ورود امام به مکه ادامه دارد.{به اضافهی چهارماه وده روزکه شامل روزهای حضورامام(ع)درمکه نیزمیباشد.}
مرحلهی دوم: حرکت امام(ع) ازمکه تا رسیدن به منزل شراف یا اَشراف و برخورد با حربن یزیدریاحی است که وی این بخش از حرکت اباعبدالله(ع) را فقط برای تحقق حکومت اسلامی میداند. همانگونه که بیان شد مرکز اصلی بحث در مورد این کتاب نیز همین موضوع و نظری است که مطرح مینماید.
مرحلهی سوم : از برخورد با حر تا آمدن به کربلا؛ یعنی، از حدود روزهای آخر ماه ذی الحجه تا دوم محرم که ورود امام (ع) به کربلاست، به اضافهی ایامی که نامش «ایام مهادنه» است. (منظور ایام نه جنگ و نه صلح بین سوم محرم تا نهم محرم میباشد) بعد از این ایام است که شمربن ذی الجوشن به کربلا میآید و وارد مرحلهی چهارم می شود .
مرحلهی چهارم: تهاجم دشمن و جنگ در کربلاست که منجر به شهادت امام، یارن و خانواده ودر نهایت اسارت هشتادوچهارتن زن و کودک میشود. این مرحله بایک تیر(تیرعمرسعد)شروع شده و بایک تیر(تیری که به سینهی امام(ع) اصابت کرد)خاتمه مییابد.
بخش چهارم: هدف اباعبدا…(ع)ازقیام
ایشان اعتقاددارد امام(ع) شش هدف را درحرکت خویش دنبال میکند:
۱-حمایت ازاستقلال نیروی قانون گذار: نوع ادبیات به کار برده شده ازجانب نویسنده کاملا بیانگرگونهای انفعال زمانی است. وی این نکته را از سخن اباعبدالله(ع)، دریکی از منازل بین راه(برخوردباحر) استنباط میکندکه فرمود: «مخالفاً لسنة رسول الله؛یزید مخالف سنت رسول خدا(ع)عمل میکند» ؛یعنی، قانون شکن است. پس هدف قیام، حرکت به سمت قانون، اجرا و استقرارآن درجامعه است.
۲-حمایت ازاستقلال نیروی قضایی، چون بنی امیه قوهی قضائیه راکاملا دراختیارخودگرفته بودندوبه این سخن اباعبدالله اشاره داردکه"ان البدعة قداُحییت؛بدعت زنده شده است". به این معنی که قضاوت وعدالت درجامعه وجودندارد.
۳- حمایت از آزادی قلم: این نکته فوق العاده انفعالی است؛ زیرا فرهنگ آن عصر فرهنگ شفاهی بوده و فرهنگ مکتوب بسیار کم است ومردم بیش از قلم از حافظهها بهره میگیرند. این کتاب در دورهی شاه و طاغوت نگاشته شده و تحت تأثیر این فضا به چنین موضوعی اشاره کرده است.
۴- حمایت ازآزادی بیان:که بازهم کاملا انفعالی بوده ودرکتاب، هیچ نکتهای برای تکیه واستدلال طرح نمیکند.
۵- حمایت ازعدالت درامربودجه: امام شاهد تباه شدن بیت المال وسرازیر شدن سودهای کلان درجیب افرادخاص است.
۶- حمایت ازموقعیت جهانی اسلام: زیرا جامعهی اسلامی دچارذلت وخواری است.
بخش پنجم:نتایج وآثارقیام حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
کتاب اشاره دارد به اینکه، در نتیجهی شهادت اباعبدالله(ع)چهار مسئله به وجود آمد:
۱- خسارت جبران ناپذیری به اسلام واردآمد، به تعبیردیگر ثلمهای دراسلام ایجادشدکه جبران ناپذیربود.
۲- ذلت مردم:حادثهی کربلاباعث ذلت وخواری مردم گردید. دیگرکسی نماند تا برخیزدواز حق دفاع نماید،همه کشته شدند. این جملهای است که شخصی بهنام "ابواسحاق سبیعی"میگوید: «پس ازکربلاذلت بوجود آمد.»
واقعیت نیز همین است، آنانی که درکربلاشرکت نکردندبه شدت خواروذلیل شدند. البته جبههی دشمن نیز ازاین قاعده مستثنی نیست.(بانگاهی به نهضت حضرت مختارخواهیم دیدکه شرکت کنندگان درکربلا؛یعنی، آنان که درمقابل حضرت اباعبدا…(ع)صف آرایی کردنددچارچه ذلتی گشتند.) در این مورد به جملهی حضرت رضا(ع) اشاره شده است که: «ان یوم الحسین(ع) اقرح جفونناواسبل دموعناو اذل عزیزنا»، شهادت حسین(ع) چشمانمان را زخم کرد؛ اشکهای ما را دائم جاری نموده و عزیزان ما را ذلیل کرد.
۳- ضربت خوردن اسلام: نقل است «وثلمة فی الاسلام عظیمة قتل ابوعبدا…الحسین(ع)»ثلمهای (شکاف) در اسلام از شهادت حسین(ع) ایجاد شد، که هرگز جبران نمیشود.
۴- چهارمین و آخرین مسئلهای که اتفاق افتاد لکهی ننگی بود که پس از این حادثه باقی ماند. حسین(ع) از جامعه گرفته شد و یزید حاکم جامعه گردید!
بخش پایانی:
نویسنده در آخر کتاب جعلیاتی را مطرح نموده است. که مطالعهی این بخش زیبا ازکتاب به خوانندگان عزیز توصیه میشود. جالب اینجاست، کسانی که کتاب را نقد کردهاند به هیچ یک ازمواردمطرح شده دراین بخش اعتراض ننمودهاند. به اعتقادوی این احادیث جعلی، بعدها توسط بنی امیه و با هدف (شکستن) تخریب ابهت و شکوه واقعه کربلا ساخته شد ومتاسفانه در جامعهی شیعی ما نیز رواج پیدا کرد و مدتها و قرنها وجود داشت. نظیرروایتی که به دروغ اززبان رسول خداآورده است که:
" یوم عاشوراء یوم تاب الله علی آدم واستوت سفینة نوح علی الجودی یوم عاشوراء، وردالله الملک علی سلیمان یوم عاشوراء ،و فلق البحر لموسی یوم عاشوراء، وغرق الفرعون و من معه یوم عاشوراء، و بعث زکریا رسولاً یوم عاشوراء، و تاب الله علی یونس یوم عاشوراء، و اخرج یونس من بطن الحوت یوم عاشورا، ورفع الله ادریس مکاناً علیّاً یوم عاشورا، وکشف ضرایوب یوم عاشورا ، و اخرج یوسف من الجُبّ یوم عاشورا، و کسی هارون قمیص الحیاء یوم عاشورا، و الهم یحیی الحکمه یوم عاشورا، ان یوم عاشورا سبعون عیداً، فمن وسّع علی عیاله فیه وسّع الله علیه الی مثلها فی السّنه»
روز عاشورا روزی است که: حضرت آدم توبه کرد،کشتی حضرت نوح به ساحل رسید، خدا ملک حضرت سلیمان را به وی برگرداند، دریا برای حضرت موسی شکافت و فرعون و همراهانش غرق شدند، زکریا به پیامبری رسید، خدا درروزعاشورا توبهی حضرت یونس را پذیرفت، اورا از شکم ماهی بیرون آورد، ادریس رابرمقام بلندی بالا برد، ایوب راازناراحتی نجات داد، یوسف را از چاه بیرون آورد، پیراهن شرم وحیا به هارون پوشانیدو به یحیی حکمت آموخت.
روز عاشورا هفتادعیداست. اگر کسی این روز را برای خانوادهاش جشن بگیردوگشایش در کارشان ایجاد کند خدا کل سال را برایش سال برکت و رحمت و خوشی خواهد کرد. (غیر مستقیم توصیه به جشن گرفتن این روز میکندوهرکسی با جمع این نکات به این نتیجه میرسد که روز عاشورا روز جشن و شادی خواهد بود.)
این از آن دسته روایاتی است که ساخته شد تا شاید بشود به جای اشک و سوگواری شیعه در روز عاشورا فضای فرهنگی دیگری ایجاد کرد؛ در صورتی که میدانیم بر اساس زیارت عاشورا " یوم فرحت آل زیاد و آل مروان یوم تبرکت به بنوامیه " عاشورا روزی است که در آن بنی امیه به هم تبریک گفتند.
یکی از محاسن کتاب طرح بعضی از روایات و نکتههای اغراقی است که نویسنده با توان و تخصص بالای خود این نکات رابه خوبی دریافته ومطرح نموده است.
با این توضیحات نتیجه میگیریم که کتاب حاوی نکاتی بسیار ارزنده، مفید و خواندنی است ویکی از کتب قابل تأمل و توجه برای کارهای پژوهشی است اما در عین حال چشم دوم را هم باید به آن گشود؛ یعنی، دقت به برخی ضعفها و نقصهایی که نویسندهی بزرگوار( ره) به آنها دچار گشته است.
نواقص وکاستی ها:
نواقصی که به کتاب شهیدجاویدوارد است به شرح زیراست:
الف)چینش مقدمات به شکلی است که به نتایج ازپیش تعیین شده میرسد؛ یعنی، نویسنده فرضیههایی را مطرح نموده اماهیچگاه نمیخواهدفرضیههایش رد شود.
ب)کتاب نقص روایی داشته وازروایاتی که اسنادشان موجودنیست بهره جسته است.(روایات مرسله دارد)
ج)اقوال کتاب متناقضند.
د)تحریف روایی داشته ودرترجمه ویابرداشت مناسب ازبرخی روایات دچاراشکال گردیده است. بهعنوان مثال درصفحهی شصت ویک کتاب، سندی راردکرده ولی درجاهای دیگرازهمان سندبرای مستندات خود استفاده کرده است. گاه کتاب لهوف راردمیکند ودرجایی دیگربه آن استناد میکند!
ه)دراستنباط خوددچاراشتباه شده، بهعنوان مثال، گاهی قول یک یادونفر رابه قول عمومی تعمیم میدهد.
و)گاهی دوقول متفاوت رادررابطه بایک موضوع با هم ذکرکرده وبه آنهااستنادمیکند.(ماننددیدارفرزدق باامام(ع)که دردومنزل روایت شده است.)
ز)درمجموع کتابی انفعالی بوده وسعی دارد تا در روزگارمعاصرخود(عصرپهلوی)برای مطالبی نظیرآزادی بیان،نشریات و…محملهایی ازکربلابسازد.
ح)مقداری شتابزدگی باعث کاهش اعتبارعلمی کتاب گردیده است.
ت)درپاسخگویی به نقدهای کتاب تاحدودی انفعالی برخوردنموده است.
پاورقی
۱ شهیدی می گفت:خدا دو چشم به ما داده هم حق را ببینیم هم باطل را،دو گوش به ما داده هم حق را بشنویم هم باطل را اما یک زبان داده تا فقط حق را بگوییم .
منبع: عاشورا نگاران،پژوهش وتحقیقی در منابع، مقاتل و مآخذ عاشورایی، دکترمحمدرضاسنگری،صص۷۹-۶۰
ديدگاه شما:
You must be logged in to post a comment.