روزدهم را صفحه خانگی کنید ورود به سایت عضویت پخش زنده حرم تماس با ما درباره ما صفحه اصلی
     
    موتور خبر خوان
    ویژه ها

     
    مطالب مرتبط
      اطاعت خدا
      کتابخانه امام حسین در آستان امام حسین (ع)
      جریان‌شناسی فکری و عملی خواص در نهضت عاشورا
      40 سخن حکمت آموز از امام مجتبی(ع)
      نرم‌افزار «زيارت» در اصفهان توليد شد
      عكس /جایگاه نهر علقمه در کربلا کجاست
      اربعین حسینی-دکتر سنگری
      منزل پنجم: وادی عقیق
      دل‌نوشته مادری برای فرزند مفقودش
      کتاب کنگره شعر عاشورايي در اصفهان
      رونمايي نمايشگاه مجازي عاشورايي
      مجالس دعاي رزمندگان
      سوگواره فيلم و عكس عاشورا
      مصیبت امام حسین(ع) بزرگ‌ترین مصیبت‌هاست
      وقایع دوازدهم محرم
      بيانات مقام معظم رهبري در سالروز ولادت حضرت فاطمه‌ى زهرا (س)
      ویژگی های حرکت از مکه تا کربلا
      وصيت نامه شهيد حميد صادق جولا
      حسینیه های شهر کربلا بازسازی می شوند
      حرکت سیاسی
      تازه ترین مطالب  
    • مقالات عاشورایی
    (کد خبر : 13591) باز گشت کاروان از شام  

    بازگشت کاروان اسیران
    وقتی یزید تصمیم گرفت، کاروان اهل بیت را روانه مدینه کند، برای ظاهرنمایی و فریب افکار عمومی –نه پشیمانی و عذرخواهی- دستور داد امکانات لازم برای سفر را آماده کنند.
    برآورده کردن خواسته‌های امام سجاد(ع)
    امام سجاد(ع) با خطبه‌خوانی، روشنگری و پای‌فشردن بر آرمان اباعبدالله الحسین(ع) یزید را وادار به عقب‌نشینی کرد با آن که قصد قتل امام سجاد(ع) را داشت. جالب‌تر آن است که از امام خواست تا اگر خواسته‌ای دارد بیان کند.
    امام زین العابدین(ع) سه درخواست مطرح کرده بود:
    ۱- روی آقا و مولایم حسین(ع) را به من نشان دهی تا از او توشه برگیرم به او نگاه کنم و وداعش گویم.
    ۲- آن چه از ما گرفته شده است (اموال به غارت رفته در عاشورا و پس از آن) به ما باز گردانده شود.
    ۳- اگر آهنگ کشتن ما را داری کسی را با این زنان همراه کن تا آن‌ها را به حرم جدشان بازگرداند.
    یزید در پاسخ به خواسته‌های امام گفت: سر پدرت را هرگز نخواهی دید (سر را به تو باز نمی‌گردانم) و جز تو کسی زنان را به مدینه باز نمی‌گرداند اما اموالی که از شما گرفته شده است چند برابر قیمتش را می‌پردازم.
    امام پاسخ داد: مال تو را نمی‌خواهم و آن چه از ما گرفته‌اند را از آن جهت طلب کردم که دوک (چرخ نخ ریسی) فاطمه، دختر پیامبر، روپوش، گردنبند و پیراهنش در میان آن‌هاست.
    یزید فرمان داد این اموال را به اهل بیت برگردانند. دویست دینار نیز بر این اموال افزود.
    امام سجاد(ع) اموال را گرفت و دویست دینار را بین فقرا و نیازمندان تقسیم کرد۱
    بازگشت به مدینه
    در دمشق، آن گونه که همه کتب معتبر نوشته‌اند مقصد کاروان اهل بیت، مدینه بود. که در سخنان یزید نیز مسئولیت بازگرداندن با امام سجاد(ع) بود.
    یزید برای برگرداندن، نعمان بن بشیر را مأموریت داد که همراهی کاروان را بر عهده بگیرد. نعمان بن بشیر در زمان ورود مسلم بن عقیل به کوفه، حاکم این شهر بود و با مأموریت عبیدالله زیاد به حاکمیت شهر کوفه؛ نعمان روانه شام شد. او در مجلس یزید، بر قتل امام حسین(ع) و اسارت خانواده‌اش اعتراض کرد و اینک به فرمان یزید، کاروان اهل بیت را در سفر به مدینه همراهی می‌کرد.
    درباره‌ی شخصیت وی نظرگاه‌های متفاوتی هست، برخی نگاشته‌اند که او دشمن امیرالمؤمنین علی(ع) بود و در قتل‌های معاویه شرکت داشت و از فرماندهان حکومت یزید بود و با همین باور و اعتقاد درگذشت۲ و برخی نوشته‌اند پس از اعتراض در مجلس یزید، یزید رو به حاضران گفت: می‌بینید او به ما پیوسته است و امیرالمؤمنین –معاویه- او را ولایت داده و مقامش را بالا برده است اما پدرم می‌گفت هیچ یک از انصار را نمی‌شناسم مگر اینکه علی(ع) و خاندانش را دوست می‌دارد و با قریش به تمامی دشمنی می‌ورزد۳
    یزید به نعمان بن بشیر گفت: ای نعمان بن بشیر، نیازمندی‌هایشان {کاروان اسرای اهل بیت} را تامین کن و مردی امین و صالح از اهل شام را با آن‌ها بفرست و سپاه و یارانی با او همراه کن تا آن‌ها را به مدینه ببرد۴
    یزید در هنگام فرستادن کاروان به امام سجاد(ع) گفت: اگر دوست داری نزد ما بمان که با تو صله رحم کنیم و حق شما را به‌جای آوریم که امام روی برگرداند و گفت: مرا به سرزمینم بازگردان۵٫ گویا یزید به امام سجاد(ع) گفته بود هر حاجتی داشتی از مدینه با من مکاتبه کن تا برآورده کنم۶
    هنگام حرکت کاروان، یزید دستور داد به آن‌ها جامه دادند. برایشان کجاوه ساختند و تزیین کردند و زیراندازهای ابریشم آماده کردند و مقداری مال در اختیار کاروان قرار دادند.
    یزید با این فریب کاری‌ها، رو به ام کلثوم کرد و گفت: این اموال در عوض رنج‌ها و مصائبی که به شما رسید و ام‌کلثوم پاسخ داد: چه گستاخ و بی شرمی! برادر و اهل بیتم را می‌کشی و عوضشان را به من می‌دهی؟۷
    نعمان بن بشیر کاروان را آماده حرکت کرد. او مأموریت داشت که هرجا کاروان صلاح دید بایستد. با احترام و تکریم کاروان را به مقصد برساند و همیشه با فاصله کافی باشد تا زنان و دخترکان در حوائج و نیازهایشان دچار تنگنا و مشکل نشوند.
    پاورقی
    ۱ – الملهوف:صص ۲۲۶-۲۱۹ ، مقاتل الطالبین:ص۱۲۰، مثیر الاحزان:صص۱۰۶-۱۰۳٫
    ۲- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج۴،ص۷۷٫
    ۳- مقتل خوارزمی: ج۲،ص۵۹٫
    ۴- الکامل فی التاریخ : ج۴،ص۸۷،تاریخ طبری:ج۴،ص۳۵۳٫
    ۵- تذکره الخواص: ص۲۶۵،طبقات الکبری:ج۵،ص۲۱۲٫
    ۶- تاریخ طبری:ج۴،ص۳۵۳، ارشاد:ج۲،ص۱۲۲،بحار الانوار:ج۴۵،ص۱۴۵٫
    ۷- بحار الانوار: ج۴۵، ص۱۹۶٫



    ديدگاه شما:




      هفتاد و هشتمین جلسه مرجع شناسی
      سردار اروند
      خبر پتک سنگین بر آینه بود
      سی وسومین سالگردپیروزی انقلاب اسلامی ایران
      دومین نمایشگاه دستاوردهای مؤسسات و مراکز مردم نهاد
      نقش محرم در پیروزی انقلاب اسلامی ۴
      نقش محرم در پیروزی انقلاب اسلامی ۳
      ماه ربیع الاول
      السلام علیک یا علی‌بن موسی الرضا
      بابا دمی درنگ
      جریان‌شناسی فکری و عملی خواص در نهضت عاشورا
      اگر الان در کربلا بودیم
      یا حسین(ع) ما چله‌نشینان توایم
      چهل بار زمین مُرد و…
      قمه زدن
      مصاحبه با دکتر محمد رضا سنگری
      میلاد امام موسی کاظم
      دکلمه: شهادت حضرت رقیه ۹۰
      مسلخ عشق
      سرزمین نجات
      حماسه ۹ دی
      حریم پاک
      ظهر عاشورا
      مجموعه قصه کربلا (۱۰ فصل)
      مراسم سخنرانی دکتر محمدرضا سنگری
     
     
     
     
     
     
     
        منوی اصلی
     
    مداحی / مولودی
    مداحي مداحي
     
         گلچین های سخنرانی
    گلچين سخنراني
     
    تبلیغات 
    تا اوج با شماییم