آیتالله حقشناس فرمود: در دوران طلبگی درحجرهام که در کنار مسجد بود، مشغول مطالعه بودم. ایام محرم بود و مراسم عزاداری برپا بود. هنگام مطالعه خوابم برد. پس از مدت کوتاهی بیدار شدم؛ وضو گرفتم و دوباره مشغول مطالعه شدم که دوباره خوابم برد تا سه بار. بار سوم در حال خواب و بیداری بودم که دیدم دربستهی حجرهام باز شد و چند خانم مجلــّله وارد شدند. به من الهام شد که یکی از آنها حضرتزینب(س) است. فرمود: چرا در مراسم عزاداری شرکت نمیکنی؟ عرض کردم، مطالعه میکنم، بعد میروم. فرمود: نه! در ایام محرم(یا روز عاشورا) درس تعطیل است، باید بروی در مجلس شرکت کنی.
عباس عزیزی، دویست داستان از فضایل، مصایب، کرامات حضرتزینب(س)، ص۱۷۲
ديدگاه شما: